سردار جنگل

میرزا نیز به‌همراه مجاهدان گیلانی، در فتح تهران و قزوین شرکت کرد اما پس از پیروزی مشروطه با مشاهده برخی وقایع و اقدامات، تهران را ترک کرده و به رشت بازگشت. در آنجا نیز میرزا آشکارا می‌دید که مشروطه از راه خود منحرف شده است و علاوه‌برآن قوای متجاوز روس در سراسر گیلان پراکنده شده و به ظلم و تعدی مشغولند. وی از آنجا که یک انقلابی واقعی و معتقد بود، دست از مبارزه نکشید و حتی پس از مشروطه نیز مخالفت خود با عملکرد نادرست حکام محلی و همچنین حضور قوای متجاوز خارجی را ادامه داد و به همین دلیل به‌زودی به دستور کنسول روس ـ که در آن موقع عملا در گیلان حرف اول و آخر را می‌زد ـ به پنج سال تبعید محکوم گردید، با این قید که حق ورود و بازگشت به گیلان و به‌ویژه رشت نیز از او سلب شد.

بااین‌وجود، رشادتها و تلاشهای او در جریان نهضت مشروطه چیزی نبود که مورد تردید یا فراموشی واقع شود. «پس از فتح رشت به دست انقلابیون میرزاکوچک‌خان اول کسی بود که به یاری مجروحین و ستمدیدگان و کسانی که اسارت و زحمت دیده بودند شتافت و در کمک به آنان آنچه در قوه داشت دریغ نکرد.» «یکی از مجاهدینی که در برخوردهای دولتی، شجاعت و شهامت قابل‌تحسینی از خود بروز داد میرزاکوچک‌خان بود. او که مدتی قبل در مسلک آزادی‌خواهان درآمده بود، در جنگ با قوای دولتی چنان رشادتی نشان داد که مورد ستایش رهبران انقلاب و اعضای کمیته ستار قرار گرفت.» میرزا همچنین هنگامی که محمدعلی‌شاه قصد داشت به کمک روسیه از گمش‌تپه به ایران بازگردد به آنجا رفت و در درگیری به‌وجودآمده مجروح گردید.

او پس از این واقعه جهت مداوا به بادکوبه رفت و پس از چندین ماه اقامت در این شهر و همچنین تفلیس به گیلان بازگشت. در ایام پس از پیروزی مشروطه، هرچند میرزا نیز در تهران اسم و رسمی داشت، همچنان با فقر و تنگدستی زندگی می‌کرد و تا هنگام ترک پایتخت هیچ‌گونه شغل و پست دولتی را نپذیرفت. اما با مشاهده انحرافات مشروطه به‌تدریج این فکر در او قوت گرفت که جهت تحقق اهداف اولیه نهضت مشروطه که به دلیل نفوذ سیاست‌مداران وابسته و مزدور ناکام مانده بود، اقدامی صورت دهد. به‌همین‌جهت وی در آغاز با برخی از دوستان، سیاسیون و اشخاصی که آنان را وطن‌پرست و مدافع حقوق ملت می‌دانست، به مشورت پرداخت اما سرانجام تصمیم گرفت به قصد ایجاد یک تشکیلات منسجم نظامی جهت مبارزه با استبداد و استعمار، روانه زادگاه خود شود.

میرزا قصد داشت با استفاده از جغرافیای طبیعی منطقه و به‌ویژه جنگلهای انبوه گیلان، نهضتی انقلابی و مسلح به وجود آورد و لذا به‌همین‌منظور به همراه میرزاعلی‌خان‌سالار، ملقب به سردار فاتح، عازم شمال کشور شد؛ اما این دو به‌زودی از یکدیگر جدا شدند؛ چون سردار فاتح، مازندران و میرزاکوچک‌خان گیلان را جهت مبارزه و شروع نهضت انقلابی مناسب و مساعد می‌دانست. سرانجام میرزا جنگلهای انبوه گیلان را برای مبارزه با قوای دولتی و قزاقهای روسی برگزید و اولین اقدام او به همراهی دکترحشمت در جنگلهای تولم شکل گرفت. میرزا ازهمان‌آغاز، آزادی، استقلال و عدالت‌خواهی را به عنوان شعارهای نهضت خود اعلام کرد. وی در تحقق این اهداف توجه به مسائل مذهبی و رعایت شؤونات اسلامی را مورد توجه قرارداد و به‌همین‌دلیل هم بود که حرکت او به‌سرعت از سوی مردم گیلان به ویژه طبقات محروم و متدین مورد استقبال قرار گرفت.

علاوه بر مردم عادی، برخی از روشنفکران گیلانی همچون حسین کسمایی و اشرف‌الدین حسینی نیز او را مورد تایید و همراهی قرار دادند. میرزا از هنگامی که اولین پایگاه خود را در جنگلهای شمال رشت بنیان نهاد تا هنگام شهادت خود در یازدهم آذر1300. ش، لحظه‌ای دست از مبارزه علیه استبداد داخلی و سلطه خارجی برنداشت. هرچند نهضتی که میرزا آغاز کرده بود در ظاهر با کشته‌شدن وی به پایان رسید، اما بی‌تردید حرکت او به عنوان یک اقدام منحصربه‌فرد و ماندگار در تاریخ معاصر کشورمان ثبت شد و اثرات فراوانی برجای گذاشت.

/ 0 نظر / 10 بازدید